یک جمله نغز و دلکش از او



این جمله رو که ازش شنیدم ، پاک عقلم رو از دست دادم و دیگر روز و شب برایم یکی شده بود.مثل کامپیوتری شده بودم که هنگ کرده بود ولی کسی نبود که دوباره ریستارتم کند.دیگر چه بگویم.چنان بر من تاثیر گذاشت که یک آن دیدم در دستشویی هستم و آفتابه در برون جامانده و بدبختانه کسی از آن دوربرها نمی گذشت.تصمیم گرفتم آن جمله مبهوت کننده را با شما در میان بگزارم ، شاید جرقه ای در مغز یکی از یاران پدید آید و معنا وانگهی بر آن ذهن مبارک نزول کند.
فرمودند: {این رو گفتم که نگفته باشم}
یا بشیر کاش معنای آن را نیز از عالم مکاشفه برای ما به ارمغان می آوردی که دیگر چنان مات و مبهوت نمی ماندیم.

0 نظرات:

ارسال یک نظر

Free counter and web stats