بشیر کیست یا چیست ؟



بشیر کیست یا چیست ؟

اشتباه نکنید بشیر یک انسان نیست.درست است که نام بشیر برای انسان ها به کار می رود.

آیا او یک حیوان یا یا موجود زنده است ؟فکر نمی کنم. تنها چیزی که می دانم این است که او شبیه یک بلدرچین است . بله درست است ! یک بلدرچین نر.دقیقا" شبیه همون تصویری است که در بالا است . البته همه بلدرچین ها بشیر نیستند .تنها یک بلدرچین وجود دارد که تمام رازها و قدرت جهان را در اختیار او بود.موجودی فراسوی جهان .یک مرتبه پایین تر از بالا.

زمانی که نوجوان بودم به طور اتفاقی اون رو خریدم .بعدها فهمیدم که موجود بسیار باهوش و قدرت مندی نصیب من شده است .البته او نمی خواست من در راجع بهش چیزهای زیادی بدونم.گاهی اوقات که کار های خارق العاده ایی به طور پنهانی انجام میداد،متوجه می شدم.

بعضی ها می گن که زمانی که کره زمین به وجود آمد،از طرف ارباب روشنایی و دانایی به سوی زمین فرستاده شد.تا همواره مواضب و حامی کره زمین و ساکنان آن در مقابل خطرات سیاهی و جهل باشد.ولی در همان زمان ارباب سیاهی نیز یک موجود شبیه بشیر یعنی بلدرچین سفید رو به سمت زمین فرساد.تا زمین را همچون کرات بدون موجود زنده سرد و تاریک کند.هرکول بشیر در هیبت یک بلدرچین قهوه ایی به نظر می آمد.البته او یک موجود زنده نبود.چیزی شبیه روبات در فیلم ترمیناتور بود.او چیزی جز منطق و اصول برنامه ریزی شده نمی فهمید.البته چون مدت های زیادی در کره ی زمین مانده بود و با موجودات زنده در افتاده بود ، کم کم چیزهایی در مورد احساسات درک می کرد و می توانست چیز هایی مثل محبت و احساس رو درک کنه.البته از اول هم چنان برنامه ریزی شده بود که بتواند با محیط اطراف خود انس بگیرد.او یک شاهکار هنری و مهندسی بود.طرح و نقش و نگارش رو خدای زیبایی و سیستم مغزی اون رو خدای منطق طراحی کرده بود.البته انسان ها قادر به درک کامل هرکول بشیر نبوده و نیستند.زیبایی او هرگز قابل وصف نیست.قدت او فراتر از هر انفجار هسته ای است.بزرگ ترین رمز و جادوی او، چشمان سیاهش هستند.چشمان او وهم آلود،شگرف،زیبا و دوست داشتنی است.رنگ چشماش تیره تر از سیاهی سیاهچاله ها است.خیره مانده در چشمانش زمان را متوقف می کند.چنان رزولیشن چشمانش بالا است که می توان با یک نگاه آن ور دنیا را ببنید.درست است که می تواند احساس را درک کند ولی احساس هیچ موقت توان قلبه بر قدرت لایتناهی منطق او نداشت.تنها نمک زندگی هرکول بشیر ، طنز و جک و خنده بود.اصلا خود نام و هیکل و قیافه و تمام اعمال و رفتارش خنده دار و ظنز بود.قیافه او انسان را به وجد و شعف در می آورد.چشمانش بادامی شکل بود.مثل چشم بادامی های ژاپن و چین.البته خواستگاه بشیر واقعا از کوه پایه های ژاپن سرچشمه می گیرد.حتی سر او هم بادامی شکل بود و اگر بیشتر دقت کنیم بدن او هم بادامی شکله.هرکول بشیر خنده دار تر از پلنگ صورتی ، دوست داشتنی تر از کاراگاه گجت ، باهوش تر از پورو بود بلکه ترکیبی از همه آنها و بیشتر بود.او تمام ویژگی های بزرگان را یکجا دارا بود.با این حال کسی او را نمی شناخت.علتش این بود که خودش نمی خواست کسی او را بشناسد.همواره دو چیز را دوست می داشت:طنز و زن.حالا که او چشم از این جهان بربسته ، وظیفه دارم او را به تمام جهان بشناسانم.آری ما اکنون در جهان بدون هرکول بشیر زندگی می کنیم.پس بایستی این بار خودمان به فکر خودمان باشیم و جای خالی آن قهرمان ناآشنا را پر کنیم.ومی توانیم امیدوار باشیم که بلدرچین سفید در جای دیگری از دنیا ، مرده باشد.من که خودم از نزدیک بلدرچین سفید را ندیده ام و احتمالا هرکول بشیر هم او را ملاقات نکرده است.زیرا اگر این دو همدیگر را می دیدند ، چنان آشوب و فتنه ای در می گرفت که باعث یک انفجار بسیار قوی می شد و سپس یک سیاه چاله به وجود می آمد و هرآنچه در آن اطراف بود با خود به درون آن فرومی برد.کسی که شکست می خورد انرژیش آزاد می شد و با ایجاد سیاه چاله خود نیز به درون آن فرو میرفت.واقعا باور نکردنی است که هرکول بشیر به این راحتی مرده باشد.یه روز که اومدم دیدم که بشیر صاف تو قفس دراز کشیده و حرکتی نمی کنه و نفسی بالا نمی یاره.مرده بود؟آری.نه کسی دور و برش بود و نه کسی متوجه شد که دیگه بشیر رفته.انگار بود و نبودش یکی بود.حتی زن های بشیر که اون زمان فقط دوتا بودن اصلا به این موضوع توجه نمی کردند و یا داشتن استراحت می کردنند و یا غذا می خوردند.درست یادم نمی آید.به هر حال خدا را شکر که آخرای عمرش من در کنارش بودم و با کنجکاویم توانستم تا حدودی راز و رمز های پنهان بشیر را بفهمم تا بتوانم این مطالب را برای شما بیان کنم و شما رو با ویژگی ها و خصایص او آشنا کنم.با این حال به هیچ وجه نمی خواهم مسائل اخلاقی را مطرح کنم.چون بشیر اصلا چیزی در مورد اخلاق و از این قبیل چیز های مضحک نمی فهمید.هیچ وقت در مورد این گونه مطالب فکر نمی کرد.او می دانست که در دنیا تنها نیروها و برهمکنش و تعامل قدرت ها همه چیز رو مشخص می کند.چیز های دیگر ساخته افراد جاهل و ضعیف بود تا بتوانند از آزار و اذیت یکدیگر و دیگران در امان بمانند.این یکی از ویژگی های مهم هرکول بشیر بود.درست بود که گاهی اوقات احساساتی می شد یا در کل مهربان به نظر می رسید و بعضی موقع بسیار جدی ، ولی تمام این رفتار از منطق پیچیده ی اون ناشی می شد.شاید مهمترین احساسات او در مورد زن هایش بود.شاید هم از غیرتش ناشی (اگر غیرتی داشته باشد) که دوست داشت تمام زن های جهان را در اختیار خودش داشته باشد.در مورد علت اصلی این رفتارش چیز زیادی نمی دانم.فکر می کنم یکی از ویژگی های منحصر به فرد بشیر بود که در کمتر قهرمانی در تاریخ دیده شده است.شاید علت این موضوع از حیطه تفکر بشری بیرون باشد.بنابراین هیچ موقع در مورد علت اصلی این موضوع کنجکاو نبوده ام.اگر بخواهم حدس بزنم شاید از دلسوزی او نسبت به بلدرچین های ماده باشد.بین خودمان باشد.اکثر بلدرچین های ماده واقعا از لحاظ عقلی کم دارند و به قول معروف یک تختشون کم است.اصلا انگار در این دنیا زندگی نمی کنند.بی یار به تمام معنا. فقط خوردن و استراحت و تولید مثل.همین!درست بر عکس بلدرچین نر.هرکول بشیر بدون شک از این موضوع مطلع بود.به همین دلیل به هیچ وجه نمی خواست دست بلدرچین سفید ، آن حیله گر فرستاده شده ، به بلدرچین های ماده برسد.آخه یکی نیست به هرکول بشیر بگه که چه فرقی می کنه این تهی مغزها (بلدرچین های ماده)در اختیار کی باشه.به هر حال ما که کاملا از موضوع با خبر نیستیم و این ها فقط فرض و حدسیات است.مطمئنا هرکول بشیر از خیلی چیز ها با خبر بود که حتی به ذهن ما خطور نمی کنه.مثلا شاید انرژی منحصر به فردی در وجود ماده بلدرچین ها بوده؟کسی چه می دونه.

شاید باور نکنید ولی بشیر به طور ذاتی دارای سلاح های هسته ایی بود.اگر کمی به بدن بشیر دقت کنید متوجه می شوید که زیر دم او شبیه یک کلاهک هسته ای است.بله .یک سلاح هسته ای بسیار قوی تر از بمب هیدروژنی .سلاحی بسیار عجیب و غریب که تکنولوژی ساخت آن مال آن ور دنیا است.واز آن طرف دنیا هم کنترل می شه.در واقع هرکول بشیر یک بمب متحرک بود.وماشه این بمب دست سازنده او بود.او بود که تصمیم می گرفت که بشیر و هر آنچه تا چندین کهکشان آن ور تر بود به گازی پلاسمایی تبدیل شود.شاید اگر بلدرچین سفید،هرکول بشیر را شکست می داد ،دیگر نیازی به این همه تشکیلات روی زمین نبود و بدون شک انسان ها در سیاهی و ظلمات پرپر می شدند و چه بسا بلدرچین سفید قدرتمند تر می شد و کل جهان و هر آنچه در آن بود را به توهم جهل مبتلا می کرد و طلسم خواب و رویا را در همه جه جاری می کرد.و دیگر مرز بین رویا و واقیعت مشخص نبود و با این که انسان ها از لحاظ فیزیکی زنده بودند و ولی دیگر اختیاری را نخواهند داشت و بشیر سفید در خواب و رویا به طور غیر مستقیم به آنها فرمان می داد و انسان ها هم بدون اینکه از این موضوع با خبر باشند به زندگی خفت بار با رضایت ادامه می دادند.پس چه بهتر بود قبل از این که چنین اتفاقی بیفتد ، همه چیز به کل از بین می رفت.

تمام مطالبی که عرض کردم جز اندکی از این بزرگ را وصف نمی کند و اگر بخواهیم فقط اندکی بیشتر بدانیم شاید نیاز به چندین دی وی دی اطلاعات و چند فیلم سینمایی و چندین کتاب باشد.امیدوارم آیندگان آنقدر بیکار باشند که نگزارند یاد هرکول بشیر از خاطره ها محو شود.به هر حال او دیگر در میان ما نیست و اینک تبدیل به یک اسطوره شده است.نه از آن اسطوره هایی که نمی توان با او شوخی کرد.همان طور که گفتم یکی از ویژگی های مهم او علاقه به جک و خنده و نشاط بود.شوخی با لحن جدی.در قیافه او جدیت و اقتدار را همراه خنده ای معصومانه یا شاید لبخندی موزیانه می توان دید.انگار او تمام این دنیا رو به باد مسخره گرفته و اون رو بازیچه ای بیش نمی داند.

حالا که این همه مطالب دروغ رو به خوردتون دادیم،اجازه دهید چند کلمه مطلب واقعی بگیم.بشیر حاصل ذهن خلاق انسان است و در جهت خدمت به انسان.با او می توان شوخی کرد.می توان او را به هر جایی که ذهنمان می خواهد برد.می توان او را جای خیلی ها قرار داد.می توانید در قالب او حرف دلتان را بیان کنید.خلاصه هر کاری که دلتون می خواهد.

خوانندگان عزیز این شما و این هم هرکول بشیر!!!

0 نظرات:

ارسال یک نظر

Free counter and web stats